مهندسی عمران مای سیویل

ایتبس سیف سپ طراحی آموزش

دانلود جزوه

فیلم Etabs Safe

مای سیویل
راهنمایی
[-]
آخرین ارسالی ها
اسمبلی برای بزرگراه
شروع کننده:kaveh1899 آخرین ارسال توسط:1q2w3e4rr پاسخ ها:1 درخواست ها مشاهده:63 زمان:1395/09/20
دانلود نقشه اتوکد جزیره کیش
شروع کننده:فرشاد امن خانی آخرین ارسال توسط:Lilithr پاسخ ها:1 بلوک های آماده اتوکد (مبلمان،پنجره،درب،درخت،میز،و......) مشاهده:1918 زمان:1395/09/19
کتاب طراحی سازه های فولادی آقای میرقادری و ازهری
شروع کننده:engineer2014 آخرین ارسال توسط:barazandeh123 پاسخ ها:2 طراحی سازه های فولادی مشاهده:7159 زمان:1395/09/19
دانلود آموزشه نحوه اعمال بار برف در قابهای شیبدار ( سوله ها ) در ETABS 2015
شروع کننده:فرشاد امن خانی آخرین ارسال توسط:فرشاد امن خانی پاسخ ها:0 آموزش های مکمل Etabs مشاهده:50 زمان:1395/09/19
دانلود کتاب جدول اشتال اصلی آلمانی ویرایش بیست و چهارم (Stahlbau Profile 24th editio
شروع کننده:فرشاد امن خانی آخرین ارسال توسط:فرشاد امن خانی پاسخ ها:0 کتاب های لاتین مشاهده:51 زمان:1395/09/19
دانلود مجموعه مثالهای حل شده بار کمانشی ستونها ( Pcr ) در SAP + آموزش نرم افزار SAP
شروع کننده:admin آخرین ارسال توسط:rasul69 پاسخ ها:8 آموزش نرم افزار Csi Sap2000 مشاهده:3484 زمان:1395/09/19
دانلود نسخه فارسی و قابل جستجوی استاندارد 2800 ویرایش چهارم
شروع کننده:فرشاد امن خانی آخرین ارسال توسط:فرشاد امن خانی پاسخ ها:0 نشریه و آیین نامه های نظام مهندسی مشاهده:55 زمان:1395/09/19
مشکل سورفیس در civil3d
شروع کننده:HAMID GOLPA آخرین ارسال توسط:HAMID GOLPA پاسخ ها:5 پرسش و پاسخ مشاهده:142 زمان:1395/09/19
جزوات عصرانه سازه ای
شروع کننده:shadmand آخرین ارسال توسط:shadmand پاسخ ها:0 آموزش طراحی سازه با Etabs مشاهده:63 زمان:1395/09/19
مشکل کرک کردن etabs 9.7.4
شروع کننده:uveper آخرین ارسال توسط:civil_samane پاسخ ها:338 دانلود نرم افزار Etabs مشاهده:99158 زمان:1395/09/19

آموزش های غیر رایگان و ویژه سایت
/ ویژه*دانلود تمام نشریات عمرانی سازمان معاونت برنامه ریزی و نظارت*ویژه / / آموزش گام به گام طراحی پی های متعارف در سازه ها با استفاده از نرم افزار SAFE v12 / / آرشیو کامل سایت مای سیویل(شامل بیش از 2000 هزار مطلب و آموزش عمرانی)(دانلود یا پست) / / فروش ویژه مجموعه کامل و بی نظیر نرم افزارهای عمرانی شامل جدیدترین نرم افزارهای موجود در دنیا + بی نظیر ترین آموزش های نرم افزاری + آرشیو کل سایت(بیش از دو هزار فایل) / / آموزش طراحی سالن های صنعتی(سوله) با برنامه ی SAP&ETABS و طراحی پی در SAFE / / ویژه دانلود مجموعه 62 قسمتی آموزش نرم افزار sap2000 (فیلم فارسی) ویژه / / فیلم آموزش طراحی یک ساختمان فلزی از اول تا آخر در ایتبس و طراحی پی در سیف(Etabs&Safe) این مجموعه رو از دست ندید / دانلود 33 قسمت فیلم آموزش فارسی AutoCad 2012 3D اتوکد سه بعدی (650 دقیقه فیلم) / / دانلود 35 قسمت فیلم فارسی آموزش اتوکد دو بعدی 2012 توسط استاد آریانی (400دقیقه) / / دانلود 40 قسمت فیلم فارسی آموزش اتوکد 2012 سه بعدی توسط استاد آریانی (7ساعت) /

ارسال موضوع موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 18 رأی - میانگین امیتازات: 2.89
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روایتهای عاشورا2
1393/08/14 , 12:50 ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/08/14 01:31 ب.ظ، توسط omid_rch.)
ارسال: #31
RE: روایتهای عاشورا
پس روز عاشورا شد آنچه نبایست می شد

[تصویر:  wpopl7w37ykmpj2vre3.jpg]

مولوی
دیوان شمس
غزلیات


ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا
دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا
شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا
میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا
اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا
خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/14 , 12:55 ب.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/08/14 01:25 ب.ظ، توسط omid_rch.)
ارسال: #32
RE: روایتهای عاشورا
[تصویر:  8qruncr8oquba5775qgm.jpg]


مولوی
دیوان شمس
غزلیات

تا به شب ای عارف شیرین نوا
آن مایی آن مایی آن ما
تا به شب امروز ما را عشرتست
الصلا ای پاکبازان الصلا
درخرام ای جان جان هر سماع
مه لقایی مه لقایی مه لقا
در میان شکران گل ریز کن
مرحبا ای کان شکر مرحبا
عمر را نبود وفا الا تو عمر
باوفایی باوفایی باوفا
بس غریبی بس غریبی بس غریب
از کجایی از کجایی از کجا
با که می‌باشی و همراز تو کیست
با خدایی با خدایی با خدا
ای گزیده نقش از نقاش خود
کی جدایی کی جدایی کی جدا
با همه بیگانه‌ای و با غمش
آشنایی آشنایی آشنایی آشنا
جزو جزو تو فکنده در فلک
ربنا و ربنا و ربنا
دل شکسته هین چرایی برشکن
قلب‌ها و قلب‌ها و قلب‌ها
آخر ای جان اول هر چیز را
منتهایی منتهایی منتها
یوسفا در چاه شاهی تو ولیک
بی لوایی بی‌لوایی بی‌لوا
چاه را چون قصر قیصر کرده‌ای
کیمیایی کیمیایی کیمیا
یک ولی کی خوانمت که صد هزار
اولیایی اولیایی اولیا
حشرگاه هر حسینی گر کنون
کربلایی کربلایی کربلا
مشک را بربند ای جان گر چه تو
خوش سقایی خوش سقایی خوش سقا

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/14 , 09:08 ب.ظ
ارسال: #33
RE: روایتهای عاشورا
[تصویر:  u38tml9a1dpczj0p7qs8.jpg]

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/14 , 09:15 ب.ظ
ارسال: #34
RE: روایتهای عاشورا
ورود به مجلس يزيد
هر چه زمان مى گذرد، شرايط جسمى و روحى اهل بيت (ع ) دشوارتر مى شود.
سختيهاى راه ، سختگيريهاى ماءموران ، شماتتهاى مردم و گذشتن از ميان بازارهاى شلوغ شام ، قرار گرفتن بانوان محجوب اهل بيت در معرض نگاه بيگانگان و اكنون ورود به مجلس جشن يزيد!
اين كه آيا در شام دو مجلس برگزار شده است ، يكى در مسجد جامع دمشق و ديگرى در كاخ يزيد و يا اين كه تمامى رخدادهاى اسف انگيز شام و سخنان حضرت زينب و امام سجاد - عليه السلام - در يك مجلس اظهار شده ، دلايل قطعى در دست نيست و تعيين اين موضوع تاءثير مهمى در اصل بررسى آن حوادث ندارد.
آنچه مورخان درباره ورود اهل بيت (ع ) به مجلس يزيد نوشته اند، مفصل و داشته و مواضعى كه آن حضرت در برابر امويان اتخاذ نموده تا توانسته است از اسارت مظلومانه خويش و خاندانش ، قيامى ديگر و قيامهايى ديگر بيافريند.
يزيد بى آن كه به بازتاب و فرجام كردارش بينديشد، مست قدرت و خودخواهى است و مى خواهد هر چه بيشتر شكوه و شوكت و اقتدار خويش را! همگان بنماياند.
مجلس را آراسته و تشريفات را برقرار كرده است ، اما با اين براى او كافى نيست . او مى خواهد با تحقير و كوچك نمايى هر چه بيشتر اهل بيت ، خود را بزرگتر بنماياند.
از اين رو، سختگيريها و توهينها به اهل بيت فزونى مى يابد. ماءموران دربار، موظف مى شوند، اسيران را به گونه اى وارد مجلس كنند كه نهايت ذلت و خوارى در اندام آنان ظاهر باشد!
اين است كه اسيران را با ريسمان به يكديگر مى بندند!
و على بن الحسين (ع ) كه سالار ايشان به شمر مى آيد با زنجير بسته مى شود. (266)
اهل بيت (ع ) وارد آن مجلس مى شوند، نخستين نگاه على بن الحسين - عليه السلام - به جرثومه هاى جهل و خودكامگى مى افتد.
فرزند از نسل معاويه و ابوسفيان كه تمامى جهل و شقاوت نياكانش را در خود جاى داده است .
او سنگدل تر از آن است كه نصيحت و اندرزگويى در قلبش راه يابد.
او درس نيرنگ و خيانت را بارها و بارها از پدرش آموخته است .
امام سجاد - عليه السلام - به او چه بگويد!
بگويد يا سكوت كند!
امام مى داند كه اگر يزيد خود راهى به نور و هدايت و رحمت و عطوفت ندارد اما بسيارى از آنان كه در مجلس مى شوند.
اگر يزيد جز به حكومت خويش نمى انديشيد، اما آنان ممكن است شعله اى از نور محبت پيامبر (ص ) در قلبهايشان باشد.
پس بايد سخنى گفت كه هر چند خطاب به يزيد باشد، اما تاءثيرش را بايد در قلب مردم جست .
از اين رو على بن الحسين - عليه السلام - فرمود: انشدك الله يا يزيد ما ظنك برسول الله لورا ناعلى هذه الحالة (267)
يعنى ش سوگند به خدا، اى يزيد، چه گمان دارى به رسول خدا اگر ما را بر اين حال مشاهده كند.
امام از كوتاهترين جمله ها، پيامدارترين مفاهيم را به شنودگان منتقل مى كند.
به او اجازه سخنرانى نخواهند داد.
هنوز بسيارى از شاميان او را بدرستى نمى شناسند، از كجا آغاز كند و چگونه . تنها نقطه مشترك ميان او و جمع ، پيامبر (ص) است . آن جمع اگر هيچ چيز از معارف دين و تاريخ گذشته اسلام ندانند، اما نام پيامبر را شنيده اند و هر چند به شكلى صورى به پيامبر علاقمند هستند.
شخص يزيد ارجى براى پيامبر قايل نيست ، چنان كه در شعارش بعدها به آن اشاره كرد. اما مردم ناآگاه شام ، به عنوان خليفه رسول الله به يزيد نگاه مى كنند و براى پيامبر احترام قايلند.
وقتى امام سجاد عليه السلام نام رسول خدا را به ميان نمى تواند خود را بى تفاوت نشان دهد. ناگزير مى شود: زنجيرها را از على بن الحسين (ع ) بردارد!
يزيد با اين كار، مى خواهد رحمت و عطوفت خود را به حاضران بنماياند. غافل از اين كه پذيرش اعتراض امام سجاد - عليه السلام - آغاز افشا شدن ماهيت زشت حكومت اوست و فرو افتادن غل و زنجيرها از اندام على بن الحسين - عليه السلام - به معناى فرو شكستن نخستين حصارهايى است كه او - يزيد - خود را در پشت آنها مخفى داشته است .
اهل بيت در مجلس يزيد جاى مى گيرند و ماءموران سر مقدس سيد الشهدا را پيش مى آورند و در مقابل يزيد مى گذارند.
يزيد شعر مى خواند:

يفلن هاما من رجال اعزه


علينا وهم كانوا اعق و اظلما

يعنى ؛ شمشيرها، سرمردانى را مى شكافند كه نزد ما گرامى هستند ولى چه كرد كه آنان در دشمنى و ستم پيشدستى كرده اند!
على بن الحسين (ع ) كه در ميان اسيران قرار داشت ، فرمود:
اى يزيد! بهتر است به جاى شعرى كه خواندى ، اين آيه از قرآن را بشنوى كه خداوند مى فرمايد:
ما اصابكم من مصبية فى الارض و لا فى انفسكم الا فى كتاب من قبل ان نبراء ان ذلك على الله يسير. لكيلا. لكيلا تاءسوا على ما فاتكم و لا تقرحوا بما آتاكم والله لا يحب كل مختال فخور. (268)
يعنى ؛ هيچ مصيبتى در زمين و يا در بدن متوجه شما نمى شود مگر اين كه قبل از آن ، از سوى ما خداوند در كتابى پيش بينى شده و رقم خورده باشد، و اين بر خدا آسان است . تا بر آنچه از دست مى دهيد اندوهگين نباشيد و به آنچه به دست مى آوريد شادمانى نكنيد و خداوند هيچ متكبر خود ستايى را دوست ندارد.
آنچه امام سجاد - عليه السلام - از اين آيه مى جويد اين است كه به يزيد ياد آورى كند اگر ما عزيزانى را از دست آورده اى ، مجال خوشى و سرمستى نخواهد داشت . و تو با اين فخر فروشى و بزرگ نمايى منفور درگاه خدا هستى .
يزيد كه منظور امام و پيام آيه را دريافته بود، بشدت خشمگين شد و گفت : آيه ديگرى هم در قرآن هم در قرآن هست كه آن آيه درباره شما مناسبتر است :
و ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يعفوا عن كثير. (269)
يعنى ؛ هر بلا و مصيبتى كه به شما مى رسد، نتيجه دستاوردهاى خود شماست . يزيد با اين آيه مى خواهد بگويد كه اگر شما در برابر خلافت من سر تسليم و سازش فرود مى آوريد، با اين حوادث روبرو نمى شديد. پس ‍ اين شما هستيد كه قدم در اين راه گذاشته ايد. (270)
يزيد، خود و خاندانش را صاحبان اصلى حكومت بر مسلمين مى داند و هرگونه اعتراض و انكار را بر نمى تابد.
اين چيزى است كه مورخان بصراحت از آن ياد كرده اند.
يزيد انتظار دارد كه اهل بيت پيامبر - صلى الله عليه وآله - در برابر زشتكاريها و اهانتهاى او سكوت كنند و او را ارج نهند. اما امام سجاد (ع ) به او مى گويد:

لا تطعموا ان تهينونا و نكرمكم
و ان نكف الاذى عنكم و تؤ دونا

فالله يعلم انا لانحبكم
و لانلومكم ان لم تحبونا (271)

يعنى ؛ شما انتظار داريد كه ما را مورد اهانت قرار دهيد ولى ما شما را اكرام كنيم !
ما را مورد آزار و شكنجه قرار دهيد ولى ما دست از شما برداريم !
خدا ميداند كه ما هرگز شما را دوست نمى داريم و البته شما را ملامت نخواهيم كرد بر اين كه دوستدار ما نيستيد.
امام (ع ) با اين بيان كه در حقيقت به يزيد مى گويد اين ما نيستيم كه گام نخست را در راه عداوت برداشته ايم . اين شما هستيد كه با اهانت به اسلام و ارزشهاى اسلامى و ستم به اهل بيت ، گام در راه ستيز با دين و حاميان آن نهاده ايد و انتظار داريد كه آنان در مقابل شما سكوت كنند و شما را با ديده تعظيم و تكريم نگرند!
يزيد مى گويد:
در اين جا حق با شماست ولى اصولا پدر و جد تو - پيامبر - صلى الله عليه وآله - - تلاش كردند تا قدرت را به كف آورند و امير باشند و با ما به نزاع و درگيرى پرداختند...
على بن الحسين - عليه السلام - در پاسخ او فرمود:
اى پسر معاويه و هند! قبل از اين كه تو به دنيا بيايى ، پيامبر و حكومت از آن جد نياكان من بوده است . روز بدر احد و احزاب پرچم پيروزمند رسول خدا (ص ) در دست پدر من - على بن ابى طالب (ع ) - بود در حالى كه پدر و جد تو پرچم كفر را دردست داشتند!
سخن كه به اين جا انجاميد، چنان يزيد به بن بست رسيده بود كه چاره اى جز سكوت نداشت . البته اگر اين سخنان در محفلى خصوصى رد و بدل شده بود چه بسا بيش از اينها ناشكيبايى مى كرد و امام على - عليه السلام - را خاموش مى كرد و كشت .
اما يزيد در آن محفل عمومى گام در ميدان مناظره و اثبات حقانيت خويش ‍ گذارده و اكنون مجلس در وضعيتى قرار گرفته است كه او ناچار به ادامه آن وضع است . امام سجاد - عليه السلام - كه شرايط دگرگون شده مجلس ‍ دگرگون شده مجلس را شاهد بود و نفوذ سخنانش را در حاضران احساس ‍ مى نمود، آهنگ سخن را از شيوه استدلالى به روش عاطفى تغيير داد.
نه براى متاءثر ساختن يزيد!بلكه براى بيدار ساختن وجدانها و عواطفى كه اكنون با سخنان و استدلالهاى او شعورشان رو به بيدارى نهاده است .
امام فرمود:
اى يزيد! اگر درك مى كردى و مى دانستى كه چه كرده اى و با پدر و برادر و عموزاده ها و خاندان ما چه رفتارى داشته اى و اگر براستى قادر بودى عمق اين فاجعه را بشناسى به كوهها مى گريختى بر ريگها مى خفتى و آرام نمى گرفتى .
امام نگاهى هم به مردم دارد، به حاضران مجلس يزيد! و مى فرمايد:

ماذا تقولون اذ قال النبى لكم
ماذا فعتلتم و انتم آخر الامم

بعترتى و باهل بعد مفتقدى
منهم اسارى و منهم ضرجوا بدم

يعنى ؛ چه پاسخ خواهيد داشت آنگاه كه پيامبر - صلى الله عليه وآله - به شما بگويد: شمايان كه سرآمد امتها هستيد، با عترت من و خاندان ، بعد از رحلت من چه كرديد!
برخى را به اسارت كشانديد و گروهى را به خونشان آغشته ساختيد!

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/14 , 09:17 ب.ظ
ارسال: #35
RE: روایتهای عاشورا
خطبه على بن الحسين - عليه السلام - در شام
حساسترين سخنان امام سجاد - عليه السلام - كه در طول اقامت در شام شده است و تحولى عظيم در محيط ساسى شام مردم نسبت به دستگاه ايجاد كرد ومعادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى دين شام ايراد كرد.
از كتابهاى تاريخى چنين استفاده مى شود كه اين خطبه در مسجد جامع دمشق ايراد شده واز حوادثى كه در كاخ يزيد رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى ردو بدل شده جداست . اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد - عليه السلام - در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست .
اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند و اهداف خداجويانه عاشورائيان به نسلها نمى رسيد.
در اين ميان جاى اين پرسش هست كه يزيد با آن همه استبداد و خونخواهى چگونه اجازه مى دهد كه زبان گويا و انديشه آگاهى چون على بن الحسين - عليه السلام - در برابر او بايستد و عليه او افشا گرى كند و برنامه هاى او را در هم ريزد!
در پاسخ بايد گفت كه بلى يزيد و همفكرانش از پيدايش چنين جريانى بشدت نگران بودند، اما اداره الهى به حمايت از مظلومان و نصرت حق ، از يك سو، و شرايط ويژه اى كه بر مجلس ياد شده حاكم شده بود، امويان را ناگزير ساخت تا به امام سجاد - عليه السلام - اجازه سخن بدهند.
زمينه ها اين چنين شكل گرفت .
يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين على - عليه السلام - و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد.
يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند.
خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:
خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد
وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند.
اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آنچه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم بار مردم سخن بگويم ؟
يزيد رضايت نمى داد، اما اطرافيان و حاضران مجلس و يكى از فرزندان خليفه اصرار ورزيدند تا يزيد پيشنهاد على بن الحسين - عليه السلام - را پذيرد. زيرا در وضع و حال او نمى ديدند كه بتواند سخنى همپاى سخنور گزيده دربار بگويد!
يزيد ناگزير اجازه داد.
امام سجاد - عليه السلام - از پلكان منبر بالا رفت . در برابر چشمان مردم قرار گرفت و از بلندايى كه هماره صداى شيطان صفتان و متملقان دربارى بلند شده بود، نواى گرم توحيدى اوج گرفت . آنچه تا آن روز بر مردم شام پوشيده مانده بود، افشا شد.
امام زين العابدين - عليه السلام - نخست سپاس خداى گفت و خطبه را آغاز كرد.
سخنان آغاز خطبه آنچنان تحول آفرين بود كه اشك چشمان مردم را فرو ريخت و عواطف آنان را بشدت تحت تاءثير قرار داد.
در ادامه آن سخنان ، امام فرمود:
اى مردم ! شش نعمت به ما عطا گرديده و هفت فضيلت از سوى خدا به ما داده شده است .
ما از علم ، حلم ، بزرگوارى و بخشش ، فصاحت ، شجاعت و محبوبيت اجتماعى درميان مؤمنان ، برخورداريم .
فضيلتها و شرافتهاى ما عبارتند از اين كه : پيامبر خاتم محمد - صلى الله عليه وآله - از ما خاندان است و على بن ابى طالب - صادقترين يار پيامبر - جعفر طيار، حمزه - شير شجاع خدا و رسول - و حسن و حسين - دو سبط اين امت - نيز از خاندان ما هستند.
آنان كه مرا مى شناسند، از توضيح بى نيازند ولى آنان كه مرا نمى شناسند گوش فرا دهند تا خويش را به ايشان بشناسانم .
اى مردم ! من فرزند مكه و منايم ،
من فرزند زمزم و صفايم .
من فرزند آنم كه حامل ركن است .
من فرزند بهترين انسانى هستم كه بر كره خاك جامه وجود پوشيده است .
من فرزند برترين موحدى هستم كه برگرد كعبه طواف كرده و گام در مسير صفا و مروه نهاده و حج به جا آورده و خداى را لبيك گفته است . من فرزند آن پيامبرم كه بر مركب آسمانى - براق - سوار گشت و جبرئيل او را به بلند جايگاه هستى - سدره المنتهى - رسانيد. به قرب خدا رسيد؛ آنجا كه فاصله قاب قوسين و يا كمتر بود!
من فرزند آنم كه فرشتگان آسمان با او نمازگزاردند و به او اقتدا كردند.
من فرزند على مرتضايم . آن كسى كه بر صورت مستكبران نواخت تا ايمان آوردند - در برابر شعار لااله الا الله و پيام توحيد سر فرود آورند و دست از عناد بردارند - من فرزند آن كسى هستم كه پيشاپيش رسول خدا، با دو شمشير و دو نيزه مى جنگيد.
دو هجرت كرد، دو بار با پيامبر بيعت نمود، در بدر و چنين رزمنده بود و حتى يك لحظه - يك چشم برهم زدن - به خداوند كفر ورزيد.
من فرزند صالحترين مؤمنان ، وارث پيامبران ، نابودگر ملحدان پيشواى مسلمان نور جهانگران ، زينت عبادت كنندگان ، سرآمد گريه كنندگان - از خوف خدا اشتياق به لقاى حق - شكيباترين ، برترين قيام كنند گان خاندان پيامبر (ص ) .
من فرزند كسى هستم كه از سوى جبرئيل و ميكائيل مورد تاءييد و يارى بود. - على - عليه السلام - - حمايتر از حريم مسلمانان كشنده مارقين و ناكثين و قاسطين طاغيان صفين و نهروان و جمل ستيزنده با دشمنان لجوج جمهورى اسلامى ايران
- على - عليه السلام - پرافتخارترين مرد از ميان تمامى قريش اولين كسى به خدا و پيامبر - صلى الله عليه وآله - مثبت گفت و ايمان آورد. پيشتاز پيشتازان راه دين ، شكننده متجاوزان ، نابود كننده مشركان ، تيرى از تيرهاى خدا بر منافقان ، زبان گوياى حكمت نيايشگران ياور دين خدا، ولى سرپرست امر الهى - حافظ و مجرى قوانين پروردگار...
آرى او جدم على بن ابى طالب است . (272)
سپس امام چنين ادامه داد:
من فرزند فاطمه زهرايم .
من فرزند سرور زنان عالمم .
امام همچنان به معرفى خويش ادامه داد، تا آن جا كه صداى مردم به گريه بلند شد، و يزيد از تاءثير سخنان امام عليه السلام در قلب مردم سخت بيمناك گرديد.
هراس يزيد از اين بود كه مردم در همان محفل عليه او بشورند! از اين رو براى قطع كردن سخنان امام سجاد - عليه السلام - به مؤذن دستور داد اذان بگويد
يزيد از اين عمل مى توانست چند هدف را دنبال كند: نخست بريدن كلام على بن الحيسن و سپس بازداشتن مردم از انديشه درباره سخنانى كه آن حضرت ايراد كرده بود و همچنين به دست آوردن فرصتى براى تصميم گيرى مناسب و علاوه بر همه اينها، يزيد كه بشدت خود را در نظر مردم ، ضد دين و ضد ارزشهاى دينى مى ديد، با نداى اذان مى خواست در اين باور مردم ترديد ايجاد كند! مؤذن از جاى برخاست و با صدايى كه به همه مى رسيد گفت :
الله اكبر، الله اكبر.
على بن الحيسن در ادامه سخنان پيشين خود و براى همنوايى با نداى اذان فرمود:
آرى هيچ چيز بزرگتر و ارجمندتر از خدا نيست .
مؤذن گفت : اشهد ان لا اله الا الله .
امام فرمود: تمامى وجودم - پوست و خون و گوشتم - به يگانگى خدا شهادت مى دهند. مؤ ذن گفت : اشهد ان محمدا رسول الله (ص ).
امام كه هنوز بر بالاى منبر قرار داشت در اين هنگام چهره اش را از زمين به سوى يزيد برگرداند و فرمودند:

اي يزيد اين محمد - صلى الله عليه وآله - كه هم اكنون نامش را مؤذن بر زبان آورد و به پيامبرى او گواهى داد، آيا جد توست يا جد من است !
اگر بگويى پيامبر (ص ) جد توست دروغ گفته اى و كفر ورزيده اى !
و اگر باور دارى كه پيامبر (ص ) جد من است پس چرا و به چه جرمى خاندان او را كشتى ! (273)
امام سجاد عليه السلام تا بدين جا رسالت خويش را به شايستگى ايفا كرد و آن مجلس را با وضعى آشفته و نگران كننده براى يزيد پايان يافت .

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/14 , 11:48 ب.ظ
ارسال: #36
RE: روایتهای عاشورا
سلام استفاده کردیم فقط اگه میشه این جمله رو بیشتر بازش کنید:
مارقين و ناكثين و قاسطين طاغيان صفين و نهروان و جمل ستيزنده با دشمنان لجوج جمهورى اسلامى ايران
البته قسمت جمهوری اسلامیه ایرانشو توضیح بدید
ممنون
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/15 , 11:36 ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/08/15 11:41 ق.ظ، توسط omid_rch.)
ارسال: #37
RE: روایتهای عاشورا
بازتاب خطبه امام سجاد - عليه السلام -
سخنان و موضع گيرهاى امام سجاد (عليه السلام ) و همچنين زينب كبرا عليها السلام در قبال برنامه هاى يزيد زندگى يزيد را آشفته ساخت تا آنجا كه برخى منابع نوشته اند:
يزيد با مشاهده تاءثير عميق خطبه على بن الحسين در مردم به كسانى كه از وى خواسته بودند تا به على بن الحسين اجازه سخنرانى بدهد و بر اين خواسته خود اصرار ورزيده بودند رو كرد و بالحنى بشدت اعتراض آميز گفت : شما مقصودتان رسوايى ما و نابودى سلطنت ما بود!
ولى آنان در پاسخ گفتند: به خدا سوگند باور نمى كرديم ، جوانى كه مانند وى رنج و آسيب ديده عزيزترين عزيزانش را از دست داده ، با حالت اسارت بر مركبهاى برهنه روزه راه پيموده .. بتواند در مجلسى كه انبوه درباريان و بزرگان شهر ومردم مختلف حضور دارند، اين گونه محكم و مستدل سخن بگويد.
يزيد گفت : اما من مى دانستم كه فرزندان پيامبر (ص ) از چه نيرو و قدرتى برخوردارند.
مردمى شامى كه چه بسا مؤذن دربار نيز بود سخنان يزيد را مى شنيد و از آنجا كه ماهيت خاندان اموى و اهداف پليد آنان را هنوز شناخت بود و براستى گمان كرده بود معاويه و يزيد امير المؤمنين هستند با شگفتى پرسيد:
اگر براستى تو مى دانستى كه اينان فرزندان و خاندان پيامبر هستند و از قدرت معنوى و نفوذ كلام برخوردارند پس به چه علت آنان را مورد قتل و غارت قرار دادى !
بديهى است كه اين اعتراضها با عكس العمل شديد يزيد مواجه مى شد و پاسخى جز مرگ و نابويد گوينده نداشت . (274)
از برخى منابع ديگر استفاده مى شود كه مردى از عالمان يهود نيز در محفل يزيد حضور داشت ، او نيز پس از شنيدن سخنان امام سجاد - عليه السلام - از يزيد پرسيد: براستى اين جمان كيست ؟يزيد گفت : فرزند حسين - عليه السلام - است . يهودى گفت : كدام حسين - عليه السلام -... آن مرد سؤ ال كرد تا دانست اين خاندان از نسل پيامبر (ص ) هستند و آن بزرگوارى كه مظلومانه در صحراى كربلا به شهادت رسيده فرزند دختر پيامبر (ص ) است . از اين رو با توبيخ و سرزنش به يزيد گفت : آيا او فرزند دختر پيامبر تان بود كه با اين فاصله كم پس از رحلت پيامبران او را كشتيد، براستى رفتارى ناشايست درباره خاندان پيامبر - صلى الله عليه وآله - خويش روا داشته ايد... شما ديروز از پيامبرتان جدا شده ايد و امروز فرزندش را مى كشيد؟... (275)
به هر حال آنچه در ضمن اين روزهاى اندك واقع شد، يزيد را ناگزير ساخت تا از موضع قدرتمندانه و پندار پيروزى خويش دست بردارد. واز آنچه نسبت به خاندان رسالت انجام داده معذرت خواهى كند و گناه آن را به ديگران مستند سازد. يزيد ناگزير شد تا در جمع مردم شام - آن شاميانى كه در نتيجه تبليغات شوم امويان و يا پست باطنى ، درصدد به اسيرى گرفتن و برده ساختن اهل بيت پيامبر - صلى الله عليه وآله - بودند! (276) خطبه اى بخواند و در آن بگويد:
اى اهل شام ! شما گمان نكنيد كه حسين بن على - عليه السلام - را من كشته ام يا دستور كشتنش را داده ام ؛ نه به خدا سوگند من هرگز چنين نمى خواستم ، مسؤ ول كشته شدن خاندان پيامبر - صلى الله عليه وآله -، پسر مرجانه - عبيدالله بن زياد - فرماندار كوفه است . (277)
اين تحولات ژرف سبب شد تا يزيد كه مى خواست از بازماندگان صحنه كربلا، اسيرانى به چنگ آورد و اصيلترين خاندان و شريفترين مردمان را به ذلت و خوارى بنشاند، از تصميم خود منصرف شود و ايشان را اكرام نمايد و براى پذيرش درخواستهاى امام سجاد (ع ) اعلام آمادگى كند. آن جريمه اى كه در آغاز ورود اهل بيت به شام ، رو به جانب امام سجاد - عليه السلام - كرده مى گويد:
يا على ، الحمدالله الذى قتل اباك
يعنى ؛ اى على ، خدا را سپاس كه پدرت را كشت !
اكنون در موضعى قرار گرفته است كه به امام سجاد - عليه السلام - مى گويد: خدا پسرمرجانه را لعنت كند اگر من خود با حسين بن على - عليه السلام - مواجه مى شدم پيشنهادهاى او را مى پذيرفتم و راهى را در پيش مى گرفتم كه به كشته شدن وى نينجامد حاضر بودم او كشته نشوم هر چند بعضى فرزندانم را از دست بدهم ! ليك آنچه قضاى الهى بود صورت گرفت ، اكنون اگر پيشنهاد و يا درخواستى داريد به من بنويسيد تا آن را عملى كنم . (278)
با توجه به آلام سنگينى كه بر كاروانيان شهادت و اسارت وارد شده بود و فريادهايى كه درسينه نگاه داشته بودند و حق اظهار آن را، بازگشت به سرزمين شهادت ؛ آن جا كه پاره هاى تنشان را مظلومانه ترك گفتند و اجازه نداشتند برايشان نوحه كنند و يا بازگشت به مدينه ، شهر پيامبر، شهر خاطره هاى زنده شهيدان آنها!
در اين كه اهل بيت - عليه السلام - چه مدت در شام توقف داشته اند، نقلهاى مختلفى رسيده است ولى از مجموع آنها ميتوان نتيجه گرفت كه توقف آنان در شام كمتر از ده روز بيشتر از يك ماه نبوده است .

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/15 , 11:37 ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/08/15 11:40 ق.ظ، توسط omid_rch.)
ارسال: #38
RE: روایتهای عاشورا
خطبه امام سجاد - عليه السلام - در آستانه ورود به مدينه

كاروان اهل بيت به مدينه نزديك مى شود . در اين جا نيز امام سجاد - عليه السلام - رسالتى ويژه دارد. آن حضرت مى بايست حداكثر آگاهى را نسبت به آنچه واقع شده به مردم بدهد. از اين روى امام سجاد - عليه السلام - نخست وارد مدينه نمى شود. در خارج مدينه خيمه هايى برپامى كند و شيرين جذلم را ماءمور مى سازد تا مردم مدينه را از آن آمدن قافله خزان زده خاندان رسول - صلى الله عليه وآله - مطلع سازد.
بشير مى گويد: پس از اين كه خيمه ها بر پا شد و زنان و كودكان مستقر شدند، على بن الحسين - عليه السلام - به جانب من رو كرده و فرمود: اى بشير خداوند پدرت را رحمت كند. او مى توانست شعر بگويد، آيا تو نيز از شعر بهره اى دارى ؟
عرض كردم : آرى اى فرزند رسول خدا - صلى الله عليه وآله - من هم شاعرم .
امام فرمود: وارد مدينه شو و خبر شهادت حسين بن على - عليه السلام - را به مردم مدينه برسان .
بشير مى گويد: پس از فرمان امام ، سوار بر اسب شدم و كوچه هاى مدينه را پشت سر گذاردم تا به مسجد النبى (ص ) رسيدم ، - آنجا كه جمع مؤمنان هماره جمع است و مركز اخبار مهم دينى است - با صدايى آميخته به گريه و اندوه و فرياد بر آوردم :

يا اهل يثرب لامقام لكم بها
قتل الحسين فادمعى مدرار

الجسم منه بكربلاءمضرج
والراءس منه على القناءيدار

يعنى ؛ اى ساكنان مدينه ، جا ندارد كه ديگر در مدينه بمانيد .
حسين بن على - عليه السلام - كشته شد، پس هماهر بر اين مصيبت بگرييد. بدن او در كربلا آغشته در خون .
وسرمطهر او بر فراز نيزه ، در چرخش ميان شهرها!
بشير مى گويد پس از اين اشعار به مردم اعلام كردم كه على بن الحسين - عليه السلام - و خاندان او اكنون در كنار شهر مدينه توقف كرده اند و من فرستاده اويم تا اين پيام را به شما برسانم و مكان توقف او را به شما بنمايانم .
مردم مدينه با شنيدن اين پيام نگران و سراسيمه از شهر خارج شدند.
زنان از شدت مصيبت ، با موهاى پريشان و نوحه كنان از كوچه هاى مدينه مى گذشتند تا به توقفگاه اهل بيت برسند. هيچ گاه شهر مدينه تا آن اندازه مصيبت زده ديده نشده بود. انبوه مردم مدينه ، اطراف خيمه ها حلقه زدند.
امام سجاد - عليه السلام - از خيمه بيرون آمد در حالى كه با دستمالى كه در دست داشت ، اشكهاى چشمش را مدام ازگونه هايش پاك مى كرد.
براى امام جايگاه قرار گرفت در حالى كه نمى توانست از گريه خوددارى كند.
منظره به گونه اى بود كه تمامى حاضران در آن جمع متاءثر شده و گريستند.
پس از لختى ، امام از مردم خواست تا ساكت شوند.
صداى گريه و سوگوارى مردم قدرى كاهش يافت . آنگاه امام خطبه اى را چنين آغاز كرد: حمد مخصوص پروردگار جهانيان ، آن مالك و فرمانرواى روز جزاست و پديد آورنده تمامى خلق ...
خداى را مى ستاييم بر رخدادهاى عظيم و فجايع روزگار و مصيبتها بزرگ و شكننده زمان .
امام با اين بيان هم شدت رنجها و مصيبتهاى وارد بر اهل بيت را به مردم ياد آور شده و هم مقام صبر و رضا و استقامت دينى خود در برابر رخدادهاى زمان و مشكلاتى كه در مسير ايمان خداجويى به آنان رسيده ابراز كرده است .
امام چنين ادامه داد:
اى مردم ! خداوند - كه ستايش مخصوص اوست - به وسيله مصيبتهاى بزرگ و شكستى كه بر پيكر اسلام وارد گرديد، ما را آزمود.
ابا عبدالله و عترت او به شهادت رسيدند، زنان و كودكان خاندان او به اسارت گرفته شدند و سر مقدس او را بر فراز نيزه ها شهر به شهر عبور دادند!
اين مصيبتى است كه همتاى آن درد و مصيبتى نخواهد بود!
اى مردم ! از اين پس كدامتان ، شادى به قلبهاتان راه خواهد يافت !
كدام قلب است كه در اين ماتم محزون نباشد.
كدام چشم است كه از گريه دريغ كند و اشك نريزد!
درندگان سخت ذل بر اين فاجعه و بر اين كشتار گريستند.
امواج درياها، اركان آسمانها، كرانه هاى ، زمين و... فرشتگان مقرب خدا و تمامى اهل آسمانها بر اين رخداد اشك ماتم ريختند.
هان اى مردم ، كدام قلب است كه براى شهادت حسين - عليه السلام - نشكند!
كدام گوش است كه وارد شدن اين شكست و خلا عظيم را بر پيكر اسلام بشنود و از شدت غم ناتوان از شنود، نشود..
اى مردم ما - از سوى مدعيان مسلمانى ، كوفيان و شاميان - مورد بى مهرى و ستم قرار گرفتيم ، آواره و سرگردان شديم !
بى پناه و دور مانده از شهرها!
با ما چنان رفتار شد كه گويى مردمان كافر و محارب با دين پيامبريم . در حالى كه نه جرمى داشتيم و نه ناروايى را مرتكب شده بوديم ..
به خدا سوگند، - با ما چنان رفتار شد كه - اگر پيامبر (ص ) خود سفارش ‍ كرده بود كه با ما بجنگند و ما را بكشند - آن گونه كه سفارش كرده است به ما نيكى كنند - اين مردم گمان نمى رفت كه بيش از اين بر ما ستم كنند.
اناالله و انااليه راجعون .
چه بزرگ و دردناك و فرياد برانگيز است اين رخداد غمبار!
ما آنچه ديده ايم براى خدا و در راه دين خدا مى دانيم و خداوند قادر شكست ناپذير است و انتقام ما را از دشمنان خواهد گرفت .

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/15 , 11:37 ق.ظ (آخرین ویرایش در این ارسال: 1393/08/15 11:38 ق.ظ، توسط omid_rch.)
ارسال: #39
RE: روایتهای عاشورا
امام سجاد - عليه السلام -، پس از واقعه كربلا
هر چند، پس از مسايلى كه در شام رخ داد، يزيد متوجه شد كه آنچه به اهل بيت پيامبر - صلى الله عليه وآله - روا داشته به مصلحت حكومت وى نبوده است . و هر چند به ظاهر يزيد از آنچه كرده اظهار ندامت كرد، اما جاى ترديد ندارد كه نرمش يزيد با اسيران اهل بيت ، ناشى از عاطفه انسانى و يا انگيزه دينى نبود، بلكه او صلاح حكومت خود را در ادامه خشونت نسبت به خاندان حسين (ع ) نديد.
وقايعى كه از اين پس به دست يزيد رخ داد خود گوه بر اين ادعا است كه تنها مهم او، حفظ قدرت و پايگاه حكومت بود و براى اين كار از انجام هر عملى بيم نداشت .
توجه به اين نكات ، خود مى نماياند كه امام سجاد - عليه السلام - حتى پس ‍ از ورود به مدينه در چه شرايطى از نظر سياسى - اجتماعى قرار داشته است و چه شيوه اى را مى توانسته است در پيش گيرد.
علاوه بر اين ، قبلا نيز ياد آور شديم كه رفتار كوفيان با اهل بيت ، چهره اى غير قابل اعتماد، پيمان شكن و سست عنصر از مردم آن عصر ترسيم كرده بود كه امام هرگز پس از آن تاريخ ، شرايط را براى حركتهاى علنى و نهضتهاى مسلاحانه مساعد نمى ديد. نه امام سجاد بلكه هيچ يك از ائمه پس از آن تاريخ ، به طور علنى و آشكار گام در ميدان رهبرى عناصر انقلابجو ننهادند. بلكه هر امام به اقتضاى شرايط و نيازهاى زمان شيوه اى ديگر در ايفاى وظيفه امامت و رهبرى امت در پيش گرفتند.
سخنان نقل شده از امام سجاد - عليه السلام - در آستانه ورود به مدينه ، خود گواه بر اين است كه امام (ع ) بااين كه غمهاى وصف ناپذير خود را با مردم در ميان مى گذارد و شهادت مظلومانه حسين - عليه السلام - و اسارت پر مشقت خويش و همراهانش را مطرح مى كند، اما بصراحت نامى از دستگاه حكومت و جنايات يزيد به ميان نمى آورد. بلكه سخن از بى وفايى و ستمكارى مردمان زمان و مدعيان مسلمانى به ميان مى آورد.
هر چند مردم بروشنى دريافتند كه حكومت يزيد عامل اصلى رخداد فاجعه كربلاست و بر اموايان لعن و نفرين مى فرستاند، اما در سخنان امام بصراحت يادى از اين مطلب نشده است .
شيوه اى كه امام سجاد - عليه السلام - پس از اين در پيش گرفت ، در ادامه همين سياست بود.
تحليل زندگى سياسى - اجتماعى امام زين العابدين - عليه السلام - مى بايست بر پايه دو اصل ياد شده يعنى استبداد حاكمان و نبودن اعتماد لازم به انقلابى نمايان و انگيزه ها و وفادارى آنان صورت گيرد.
امام در آستانه ورود به مدينه ، با احساس و عاطفه سخن گفت .
مقام ، مقام احتجاج و انگيزش انقلابى و دعوت به نهضت مسلحانه نبود . چرا كه هم اكنون از شهر كوفيان - طرفدار نهضت و مدعيان وفادارى به ائمه (ع ) - مى آمد!
و مدينه در مقايسه با كوفه ، برگ برنده و ممتازى نداشت تا امام بخواهد از نيروى آنها عليه حاكميت امويان بهره گيرى كند!
پس از آن نيز امام ، ياد شهيدان كربلا را با احساس ، زنده نگاه داشت .
احساسى كه ريشه در اعماق جان و روحش داشت .
امام صادق (ع ) مى فرمايد: زين العابدين - عليه السلام - چهل سال بر شهادت مظلومانه پدر گريست در حالى كه روزها را روزه بود و شبها را به عبادت زنده مى داشت . هنگامى كه خدمتكاران براى افطار، غذا مى آورند و در برابر آن حضرت مى نهادند، مى فرمود: فرزند رسول خدا در حال گرسنگى به شهادت رسيد، فرزند رسول خدا با لبهاى تشنه به شهادت رسيد.
امام آن قدر اين جملات را تكرار مى كرد تا آب و غذايش با اشك چشمانش ‍ مى آميخت . (280)
امام على بن الحسين (ع ) بدان اندازه مى گريست كه اطرافيان بر سلامت چشمان وى بيمناك شدند. از اين رو به حضرتش گفتند كه گريه زياد به بينايى چشم شما زيان مى رساند.
امام در پاسخ مى فرمود: چطور ممكن است از گريه خوددارى كنم ؟با اين كه پدرم را از نوشيدن آب مانع شدند؛ آبى كه تمام موجودات حتى درندگان و حيوانات وحشى حق داشتند از آن استفاده كنند... (281)
در روايتى ديگر چنين آمده است :
به امام سجاد (ع ) عرض شد: آيا وقت آن نرسيده است كه پس از گذشت ساليان متوالى از واقعه كربلاست دست از غم و اندوه برداريد!
امام در پاسخ فرمود: به خدا سوگند! شكايتها و گريه هاى يعقوب به درگاه خدا براى موضعى بود كه در مقايسه با آنچه من براى آن مى گريم كوچك است
يعقوب تاءسفش بر از دست دادن يوسف بود، اويك فرزند را از دست داده بود. در حالى كه من خود شاهد بودم كه پدرم و گروهى از خاندانم در نزديكى من چوپان پرندگان سرهاشان بريده شد...

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
1393/08/15 , 09:31 ب.ظ
ارسال: #40
RE: روایتهای عاشورا
موضع امام سجاد در برابر حكومتها
امام سجاد - عليه السلام - در طول زندگى خويش بيش از هر كس ، ستم و ظلم حكومتهاى استبدادى را چشيده بود.
شخصيتى چون او، حتى بر اساس ملاكها و معيارهاى بشرى ، نمى توانست خوشبين به حكومتهاى فاسد اموى و مروانى باشد و بغض و عدالت عميق آنان را در دل نداشته باشد.
كسى چون على بن الحسين - عليه السلام - كه اگر نبود حكمت الهى و اگر نبود معذوريت او از جهاد در روز عاشورا، بى شك او هم مانند برادرش ‍ على اكبر و عمويش ابالفضل العباس - عليه السلام - و اصحاب پدر بزرگوارش گام در ميدان جهاد مى گذاشت و از شهادت استقبال مى كرد.
بى شك چنين كسى نمى توانست از قيام عليه ظلم و فساد دستگاه حكومتى امويان هراس داشته باشد و يا از شهادت و شكنجه شدن بيم به دل راه دهد و سكوت اختيار نمايد.
كسى كه در برابر جرثومه جنايت - عبيدالله - به ياوه گوييهاى او پاسخ مى دهد و از خشم او نمى هراسد.
كسى كه در محفل يزيد، آن گونه از ارزشهاى دينى حمايت مى كند كه محيط شام را دگرگون مى سازد.
كسى كه زنجيرها را بر تنش تحمل كرده ، لب به زارى در برابر دشمن نمى گشايد.
و كسى كه در برابر تهديدهاى جدى عبيدالله ميگويد:
ابالقتل تهدنى يابن مرجانة ماعلمت ان القتل لنا عادة و كرامتنا الشهادة . (283)
يعنى ؛ اى فرزند مرجانه ! مرا به كشته شدن تهديد مى كنى ! آيا نمى دانى كه كشته شدن در راه دين عادت ما و شهادت در راه خدا ما خاندان است .
چنين كسى را نمى توان متهم به سكوت و عدول از شيوه جهاد كرد. بلكه مى بايست دليل خط مشى آن حضرت را در جاى ديگرى جست . و آن عبارت است از رعايت شرايط و مقتضيات زمان و توجه به امكانات و آمادگى مردم و نيازهاى آنان .
از اين رو قبل از پرداختن به خط مشى امام سجاد - عليه السلام - در برابر خلفا، اشاره اى كوتاه به بينش دينى - سياسى آن امام در مواجهه با ستمها و كجرويها خواهيم داشت .

تشکر و اعتبار یادتون نره
به زودی آموزش نحوه ی انجام نقشه کشی
با اتوکد در سایت آموزش امید آغاز می شود
آموزش نحوه انجام پروژ راه سازی و بتن و فلز و نقشه کشی با اتوکد

مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
ارسال موضوع موضوع بسته شده است 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان