امتیاز موضوع:
  • 7 رأی - میانگین امتیازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشاعره
#1
Wink 
سلام :
اگر موافقید ی مشاعره مجازی راه بندازیم؟
من شروع می کنم:


عمریست که از حضورِ او جا ماندیم
در غربتِ سردِ خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبرا ماندیم

پاسخ
#2
ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
از این برکه باید یه دریا بسازیم،یه دریا به عمق یه عشق قدیمی
instagram:Irancivilengineers

پاسخ
#3
نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت


آنقدر
شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بیاموزم . پطر




پاسخ
#4
داده چشمان تو در كشتن من دست بهم / فتنه برخواست چو بنشست دو بد مست بهم
هريك ابروي تو كافيست پي كشتن من / چه كنم با دو كماندار كه پيوست بهم
دست بردم كه كشم تير غمش را از دل / تير ديگر زدو بر دوخت دل و دست بهم


ببخشيد مشاعره رو رعايت نكردم
پاسخ
#5
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی/ یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
پاسخ
#6
Wink 
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
در قفس بودم رهایم کرد و رفت
پاسخ
#7
تورا سریست که با ما فرو نمیاید /مرا دلیست که صبوری از او نمیاید
پاسخ
#8
د
دیگر زمان زلف پریشان گذشته است

تاریخ مصرف دل انسان گذشته است

در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب

عکس گلوله ای ست که از نان گذشته است

ت بده مهندس
از این برکه باید یه دریا بسازیم،یه دریا به عمق یه عشق قدیمی
instagram:Irancivilengineers

پاسخ
#9
تا دل هرزه گرده من رفت به چین زلف تو /زان سفره درتز خود عزم سفر نمی کند زنده باد استاد شجریان
پاسخ
#10
تار
و پود عالم امکان، به هم پیوسته است

عالمی
را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد


پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان