مای سیویل

نسخه‌ی کامل: مشاعره
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5
سلام :
اگر موافقید ی مشاعره مجازی راه بندازیم؟
من شروع می کنم:


عمریست که از حضورِ او جا ماندیم
در غربتِ سردِ خویش تنها ماندیم
او منتظر است تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبرا ماندیم

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت
داده چشمان تو در كشتن من دست بهم / فتنه برخواست چو بنشست دو بد مست بهم
هريك ابروي تو كافيست پي كشتن من / چه كنم با دو كماندار كه پيوست بهم
دست بردم كه كشم تير غمش را از دل / تير ديگر زدو بر دوخت دل و دست بهم


ببخشيد مشاعره رو رعايت نكردم
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی/ یا چه کردم که نگه باز به من مینکنی
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
در قفس بودم رهایم کرد و رفت
تورا سریست که با ما فرو نمیاید /مرا دلیست که صبوری از او نمیاید
د
دیگر زمان زلف پریشان گذشته است

تاریخ مصرف دل انسان گذشته است

در عصر ما فجیع تر از طرح تیر و قلب

عکس گلوله ای ست که از نان گذشته است

ت بده مهندس
تا دل هرزه گرده من رفت به چین زلف تو /زان سفره درتز خود عزم سفر نمی کند زنده باد استاد شجریان
تار
و پود عالم امکان، به هم پیوسته است

عالمی
را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد


صفحه‌ها: 1 2 3 4 5